مهدی جان کجایی… با چشمی اشکبار تو را میخوانم… می دانم که صدای چشمانم و نجوای غریبانه ام را از پس بغضی که توان ترک برداشتن برای فریادی برایش نمانده را می شنوی… آقا جان… دنیای پر رنگ و ریایی است… دنیای پر از دروغ و حیله… دنیای خون و خونریزی… نمی دانم… بیشتر »